اسمایلیِ نفسِ راحت!
عدس ها را گذاشته بودم که بپزد تا با برنج دمی مخلوطش کنم، یادم نمی آمد آخرین بار کی عدس پلو درست کردم، یادم نمی آمد آخرین بار کی گوشت را تفت داده بودم، یادم نمی آمد آخرین بار کی عطر زعفران را در آشپزخانه راه انداخته بودم.. چند روز است امتحان ها تمام شده است، و ترافیکِ پروژه ها کمتر! چند روز است دارم نفس می کشم، دارم زندگی می کنم .. زندگــــــی! صبح ها بی دغدغه بیدار می شوم، بی دغدغه تر صبحانه می خورم، آهنگ شاد می گذارمُ در اتاقم چرخ می زنمُ می رقصم .. از تمامِ آهنگ های غمگین عبور می کنم .. بعد از چهار ماه رفتم خرید.. شادترین رنگِ پالتو رو خریدم ..بعد از مدت ها بی دغدغه رفتم عکاسی، بعد از مدت ها این پا روی آن پا انداختم و فیلم دیدم.. بعد از مدت ها دوستانم را دیدم .. بعد از مدت ها.. سلااااااااااااااااام، چطورین؟ :)
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23:26 توسط الف. لام. ی
|