4.
اعتراف می کنم بی نهایت دلم برای اینجا تنگ شده بود، آخر می دانی ما آدم های رفتن نیستیم، هر چقدر برویم، هر کجا برویم، هیچ کجا خانه های مجازیمان نمی شود، جایی که نه از کسی خجالت می کشیم و نه تعارف داریم! هر چه در دل داریم، با انگشت به کیبورد می زنیم و دل هایمان را خالی می کنیم! بیشتر از آن، دلم برای تک تک آدم هایی که قدم رنجه می کنند و کامنتی می گذارند، تنگ شده بود! وقتی چشمم به نام های نازنیتان میفتد، دلم غنج می رود برایتان .. بی اغراق می گویم هزار، هزار، هزار دلم تنگ شده بود برایتان!
+ما آدم ها هر چه که نمی شود، هر چه که میخواهیم بشود ولی نمی شود، هر چه که برایش تلاش می کنیم، بالا و پایین می رویم که بشود ولی نمی شود می گوییم حکمت بود ! خدایا این بار هم می گوییم حکمت بود، شکرت ..